امروز مانند روزهاي ديگه كه زيست داريم به روال هميشگي كه بودن و نبودن دبير فرقي نداره شلوغ مي كرديم كه بين منو دو تا از بچه هاي كلاس بهتر بگم قولدوراي مدرسه بحثم شد(م.ا و م.ص) ماجراهاي پيش امد كه حاصل 6 مشت تويه سروصورت بنده شد كه سهم هردونفرشون سه تا بود. براي من و بچه هاي كلاس فوق العاده جالب بود كه چرا دبير با ديدن اين صحنه ها واكنشي نشون نمي ده. … جالب تر از همه گريه كردن من سركلاس بود نه به خاطر درد و اينا به خاطر آخروعاقبتش . ..
با پيش امدن اين قضايا كار رو براي خودم خيلي سخت كردم با رفتن جاي مدير مدرسه و دعوا كاري پيش نمي ره.فرقي بين رفتن جاي مدير مدرسه با دعوا كردن نيست چون آخرش كتك خوردنه.
اين هم شد عدالت . ..
پ.ن: باز قربون خدا برم زنده به خونه رسيدم.
روز بعد نوشت : گويا پرستو خانوم منو متهم به بي سوادي كردن درهمين پست عنوان پست رو اشتباه تايپيدم ايشون هم با جمله املات صفره مرا سركوب كردن كه من عاجزانه از ايشون و ديگر دوستان عذر مي خوام.

قلدور مدرسه رو باش !! .. آخه آدم قلدر گریه میکنه ؟؟
————-
شايد برداشتي كه شما از اين دو نفر داشته باشيد كلي با واقعيت تفاوفت داشته باشه كه داره.
واگر منظورت از آدم قلدور مني كاملا اشتباه مي كني آدم از من مظلوم تر نيست :D
پسر املات صفزه که!
عدالبت چیه آخه؟(عنوان پستت!)
پسر که نباید گریه کنه! ما ها که میزنیم تو سر و صورت همدیگه کلی میخندیم البته بگذریم از موارد انضباطیش!
———————
دم صبحي بود زود بايد مي رفتم مدرسه زود نوشتم و رفتم . …
تازه كجاش رو ديدي بسي آدم احساسي هستم
اگر اون مشتا به گاو مي خورد مرده بودند !
سلام
میتونی یه کمکی به من بکنی؟
من که از وردپرس دات کام استفاده میکنم چه طوری میتونم از ویدئو های یوتیبتو نوشته هام استفاده کنم؟
ای بابا رفیق ما که یه روزی تو مدرسه دار و دسته ای داشتیم وضعمون اینه!!!بیخیال
درسو بچسب که بی مایه فتیره
http://www.tanobahar.wordpress.com
————————————–
واي بر من معلوم نيست وضعيتم چي بشه